الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

132

إحياء علوم الدين ( فارسى )

جذبه دارد ، بدان كه جواذب دنيا از دل خود ببرد . چه كسى كه به اسفل السافلين مجذوب باشد به اعلى عليين مجذوب نشود . و هر كه بر دنيا حريص بود منجذب باشد به دنيا ، پس قطع علاقتهاى جاذبه خواستن است بدانچه پيغامبر - عليه السلام - گفته است : انّ للَّه في ايّام دهركم نفحات الا فتعرّضوا لها ، اى ، خداى را در ايام روزگار شما عطاها است ، خود را در پيش آن داريد . و آن بدان سبب است كه آن نفحات و جذبات را اسباب آسمانى است ، چه حق تعالى گفته است : وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ . « 106 » و اين از انواع رزقها عالىتر است . و كارهاى آسمانى از ما غايب است ، و معلوم نيست كه خداى - عزّ و جلّ - اسباب رزق كى ميسر گرداند . و بر ما نيست مگر فارغ گردانيدن محل و انتظار فرود آمدن رحمت ، و رسيدن وعده ، چون كسى كه زمين را به صلاح آرد و از خس پاك كند و تخم اندازد ، و آن همه سود ندارد مگر به باران . و معلوم نيست كه خداى - عزّ و جلّ - اسباب باران كى مقدر مىگرداند . الاّ آن است كه بر فضل خداى اعتماد است كه هيچ سال از بارانى فرو نگذارد . و همچنين كم سالى و ماهى و روزى باشد كه از جذبه‌اى از جذبات و نفحه‌اى از نفحات خالى ماند . پس بايد كه بنده دل خود را از خس شهوتها پاك گرداند ، و تخم ارادت و اخلاص در آن پراكند ، و در معرض وزيدن بادهاى رحمت دارد ، و چنان كه انتظار باران در وقت بهار و در حال پيدا آمدن أبر قوى شود ، انتظار آن نفحات در وقتهايى شريف و در حال اجتماع همتها و مساعدت دلها قوى گردد ، چنان كه در روز عرفه و روز آدينه و روزهاى ماه رمضان باشد . چه همتها و نفسها اسباب بيرون آوردن رحمت خداى است به حكم تقدير وى ، تا به حدى كه در اوقات استسقا باران بدان فرود آورده شود . و مناسبت آن با فرود آمدن باران مكاشفات و لطايف معارف از خزاين ملكوت بيش از آن است كه فرود آوردن قطرات آب و كشيدن ابرها از أقطار كوه‌ها و درياها . بلكه احوال و مكاشفات در دل تو حاضر است ، و تو از آن به علاقتها و شهوتها مشغول شده‌اى ، و آن ميان تو و ميان آن حجاب گشته است . پس محتاج نباشى مگر بدان كه بند بشكنى و حجاب بردارى ، پس انوار معارف از باطن دل پيدا آيد . و ظاهر كردن آب زمين به كاويدن كاريزها آسانتر و نزديك‌تر از آوردن آب سوى آن از جايى دور نشيب . و بدانچه در دل حاضر است و به مشغولى فراموش مانده حق تعالى همهء معارف ايمان را تذكره خوانده و گفت : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . « 107 » و گفت : وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ « 108 » و گفت : وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ . « 109 » پس اين است علاج صبر از وساوس و شواغل . و آن آخر درجات صبر است . و صبر از همهء موانع بيش از آن است كه صبر از خواطر . و جنيد گفت : سفر از دنيا سوى آخرت سهل است بر

--> ( 106 ) ذاريات 51 - 22 . ( 107 ) حجر 15 - 9 . ( 108 ) ص 38 - 29 . ( 109 ) قمر 54 - 17 .